به محتوا بروید

مراحل اجرای موفق استقرار ERP - پیاده‌سازی ERP در 9 مرحله

دوشنبه 11 خرداد 1405 06:13:27 توسط
مراحل اجرای موفق استقرار ERP - پیاده‌سازی ERP در 9 مرحله
پویا پاک منظر, محقق (دیجیتال مارکتینگ)
| هنوز نظری وجود ندارد

استقرار ERP با استقرار یک نرم افزار حسابداری یا CRM خیلی فرق دارد؛ به کار‌گیری این سیستم به جای ابزار‌های قدیمی یک تحول سازمانی است که روی فرایندها، داده‌ها، ساختار تصمیم‌گیری، فرهنگ کاری، گزارش‌دهی، کنترل‌های مالی، زنجیره تأمین و حتی مدل مدیریتی سازمان اثر می‌گذارد. به همین دلیل، موفقیت در پیاده‌سازی ERP بیش از آنکه به امکانات نرم‌افزار وابسته باشد، به میزان آمادگی سازمان، انتخاب راهکار درست  توسط تیم توسعه، طراحی دقیق فرایندها و مدیریت تغییر وابسته است.

استقرار  به معنای دقیق‌تر، یعنی نصب، راه‌اندازی، عملیاتی‌سازی و تثبیت یک سیستم در محیط واقعی سازمان؛ به‌گونه‌ای که کاربران بتوانند به‌صورت پایدار، قابل کنترل و قابل اندازه‌گیری از آن استفاده کنند. بنابراین زمانی می‌توان گفت ERP با موفقیت پیاده‌سازی شده که سیستم فقط فعال نشده باشد، بلکه به بخشی از جریان واقعی کار سازمان تبدیل شده باشد.

بسیاری از شرکت‌ها  هنگام تصمیم‌گیری برای راه‌اندازی ERP با پرسش‌هایی مانند موارد زیر روبه‌رو می‌شوند:

  • از کجا باید شروع کنیم؟
  • آیا سازمان ما واقعاً آماده استقرار ERP است؟
  • چه نوع ERP برای کسب‌وکار ما مناسب‌تر است؟
  • چگونه بین ERPهای مختلف مناسب ترین برای صنعت خودمان انتخاب کنیم؟
  • کدام فرایندها باید قبل از پیاده‌سازی اصلاح شوند؟
  • با اطلاعات موجوددر سیستم های قبلی چه کنیم؟
  • چطور ریسک شکست پروژه را کاهش دهیم؟

همین جنس از سوالات نشان‌دهنده این است که استقرار   ERP یعنی یک تحول بزرگ در سازمان  و آمادگی برای تغییراتی بنیادی.

ERP Readiness چیست و چرا قبل از شروع پروژه اهمیت دارد؟

ERP Readiness یا آمادگی سازمان برای ERP به این معناست که سازمان قبل از انتخاب و اجرای نرم‌افزار بررسی کند آیا از نظر فرایندی، مالی، فنی، اطلاعات، مدیریتی و فرهنگی آماده ورود به پروژه ERP هست یا نه.

در ارزیابی آمادگی ERP باید به چند سؤال کلیدی پاسخ داده شود:

  • آیا فرایندهای اصلی سازمان مستند و قابل تحلیل هستند؟
  • آیا داده‌های موجود دقیق، کامل و قابل انتقال‌اند؟
  • آیا مدیران ارشد از پروژه حمایت واقعی دارند؟
  • آیا نقش‌های کلیدی برای مشارکت در پروژه معرفی شده‌اند؟
  • آیا بودجه، زمان و منابع انسانی کافی برای اجرای پروژه وجود دارد؟
  • آیا سازمان آماده تغییر روش‌های کاری قدیمی است؟
  • آیا زیرساخت فنی، امنیتی و شبکه‌ای مناسب وجود دارد؟

اگر پاسخ این پرسش‌ها روشن نباشد، پروژه ERP از همان ابتدا با ریسک بالا شروع می‌شود. به همین دلیل، ارزیابی آمادگی سازمان باید قبل از انتخاب نهایی نرم‌افزار و حتی قبل از عقد قرارداد پیاده‌سازی انجام شود.

۹ مرحله کلیدی برای استقرار موفق ERP

۱. ارزیابی سیستم‌ها، فرایندها و آمادگی سازمان

اولین مرحله در استقرار ERP، بررسی وضعیت فعلی سازمان است. در این مرحله نباید فقط نرم‌افزارهای موجود بررسی شوند؛ بلکه باید فرایندها، داده‌ها، ساختار سازمانی، سطح بلوغ مدیریتی، زیرساخت فنی و آمادگی کاربران نیز ارزیابی شوند.

هدف این مرحله آن است که سازمان بداند اکنون در چه وضعیتی قرار دارد و ERP قرار است دقیقاً چه مشکلاتی را حل کند.

در این مرحله باید موارد زیر بررسی شود:

  • سیستم‌های مالی و حسابداری
  • فرایندهای خرید، فروش، انبار و تولید
  • مدیریت موجودی و زنجیره تأمین
  • گزارش‌های مدیریتی و داشبوردهای فعلی
  • کیفیت داده‌ها و میزان پراکندگی اطلاعات
  • سیستم‌های جانبی مانند CRM، اتوماسیون، اکسل‌ها و نرم‌افزارهای جزیره‌ای
  • زیرساخت IT، شبکه، امنیت و دسترسی کاربران
  • فرهنگ سازمانی و میزان پذیرش تغییر
  • سطح حمایت مدیران ارشد

خروجی این مرحله باید یک تصویر واقعی از وضعیت موجود باشد؛ نه تصویری خوش‌بینانه و غیرقابل بهره‌برداری. اگر سازمان در این مرحله ضعف‌های خود را درست شناسایی نکند، همان ضعف‌ها در مراحل بعدی چند برابر هزینه ایجاد می‌کنند.


۲. تعریف محدوده، اهداف و منشور پروژه

پس از شناخت وضعیت فعلی، باید محدوده پروژه مشخص شود. یکی از دلایل اصلی شکست پروژه‌های ERP، نامشخص بودن حد و اندازه ها است. اگر سازمان از ابتدا نداند کدام فرایندها، واحدها، شعب، ماژول‌ها و داده‌ها وارد پروژه می‌شوند، پروژه به‌مرور دچار افزایش دامنه، تأخیر و اختلاف بین ذی‌نفعان می‌شود.

در این مرحله باید مشخص شود:

  • کدام واحدهای سازمانی وارد فاز اول می‌شوند؟
  • کدام ماژول‌ها در اولویت هستند؟
  • کدام فرایندها باید اصلاح یا استانداردسازی شوند؟
  • چه داده‌هایی باید منتقل شوند؟
  • چه بخش‌هایی فعلا باید با ERP یکپارچه شوند؟
  • چه شاخص‌هایی برای موفقیت پروژه تعریف می‌شود؟
  • تصمیم‌گیرنده نهایی پروژه چه کسی است؟
  • نقش مدیران، کاربران کلیدی، تیم IT و مشاور پیاده‌سازی چیست؟

خروجی این مرحله باید یک قانون در اجرا پروژه باشد. منشور ایجاد شده سندی است که اهداف، محدوده، زمان‌بندی، مسئولیت‌ها، ریسک‌ها، بودجه و معیارهای موفقیت را مشخص می‌کند.

نمونه KPIهای مناسب برای پروژه ERP عبارت‌اند از:

  • کاهش زمان صدور فاکتور
  • کاهش مغایرت موجودی انبار
  • افزایش دقت گزارش‌های مالی
  • کاهش دوباره‌کاری در ورود اطلاعات
  • افزایش سرعت بستن حساب‌های ماهانه
  • کاهش وابستگی به فایل‌های اکسل
  • افزایش شفافیت در گردش کارها

ERP زمانی موفق است که از ابتدا بدانیم قرار است چه چیزی را بهبود دهد.

۳. ارزیابی و انتخاب ERP مناسب

در این مرحله سازمان وارد فرایند ERP Evaluation می‌شود. انتخاب ERP باید بر اساس نیاز واقعی، بلوغ سازمان، صنعت، بودجه، زیرساخت و برنامه رشد آینده انجام شود.

بسیاری از سازمان‌ها در انتخاب ERP به ظاهر نرم‌افزار، شهرت برند یا قیمت اولیه توجه می‌کنند، اما معیارهای مهم‌تری وجود دارد. یک ERP ممکن است برای یک سازمان عالی و برای سازمان دیگر نامناسب باشد.

در ارزیابی ERP باید حداقل موارد زیر بررسی شود:

  • تناسب با صنعت و مدل کسب‌وکار
  • پوشش فرایندهای اصلی سازمان
  • امکان پیکربندی بدون سفارشی‌سازی سنگین
  • کیفیت تیم پیاده‌سازی و پشتیبانی
  • قابلیت اتصال به سامانه‌های دیگر
  • گزارش‌گیری مدیریتی و تحلیلی
  • امنیت و کنترل دسترسی
  • هزینه خرید، پیاده‌سازی، توسعه، آموزش و نگهداری
  • امکان رشد در آینده
  • میزان وابستگی سازمان به فروشنده یا توسعه‌دهنده

در همین مرحله باید مشخص شود که سازمان به ERP افقی، ERP عمودی، ERP دو لایه یا یک مدل ترکیبی نیاز دارد. برای مثال، یک شرکت بازرگانی عمومی ممکن است با یک ERP افقی قدرتمند به نتیجه برسد، اما یک شرکت تولیدی تخصصی، پخش دارویی یا فعال در صنعت پوشاک ممکن است به قابلیت‌های عمودی و تخصصی بیشتری نیاز داشته باشد.

انتخاب ERP باید با دمو، تحلیل شکاف، امتیازدهی، بررسی نمونه پروژه‌های مشابه و ارزیابی تیم پیاده‌سازی انجام شود؛ نه صرفاً با مشاهده چند قابلیت جذاب در جلسه فروش.

۴. طراحی فرایندها و پیکربندی سیستم ERP

طراحی فرایندها و پیکربندی سیستم ERP

بعد از انتخاب ERP، نوبت به طراحی فرایندها و پیکربندی سیستم می‌رسد. در این مرحله باید نیازها و فرایندهای واقعی سازمان با قابلیت‌های نرم‌افزار تطبیق داده شوند.
نکته مهم این است که مشتری باید نیاز و مسئله کسب‌وکار را مشخص کند، اما راهکار و نحوه پیاده‌سازی آن باید توسط تیم متخصص ERP تعیین شود. به بیان ساده، سازمان باید توضیح دهد چه نیازی دارد و چرا، اما اینکه این نیاز چگونه در سیستم پیاده‌سازی شود، باید بر اساس قابلیت‌ها و فرایندهای استاندارد ERP توسط تیم پیاده‌سازی مشخص شود.
برای مثال، اگر واحد فروش سازمان در فرایند تأیید سفارش با مشکل مواجه است، بهتر است به‌جای تعیین راهکار فنی و درخواست ساخت یک فرم یا گردش کار مشخص، مسئله برای تیم پیاده‌سازی تشریح شود. تیم متخصص سپس بررسی می‌کند که این نیاز با قابلیت‌های استاندارد سیستم، پیکربندی، ماژول‌های موجود یا در صورت ضرورت توسعه و سفارشی‌سازی چگونه قابل حل است.
این رویکرد اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگر سازمان از ابتدا راهکار موردنظر خود را به نرم‌افزار تحمیل کند، ممکن است ساختاری توسعه داده شود که با منطق استاندارد ERP سازگار نباشد یا اساساً نیازی به توسعه آن وجود نداشته باشد.
از طرف دیگر، سازوکار فرایندها در ERP جدید نباید صرفاً کپی فرایندهای روش قدیمی باشد. اگر فرایندهای قبلی ناکارآمد، دستی یا غیرشفاف بوده‌اند، انتقال همان فرایندها به ERP فقط باعث دیجیتالی شدن بی‌نظمی می‌شود. تیم پیاده‌سازی باید ضمن درک نیازهای سازمان، فرایندهای استاندارد و بهترین روش استفاده از قابلیت‌های ERP را نیز پیشنهاد دهد. 
در این مرحله معمولاً موارد زیر انجام می‌شود:

  • طراحی ساختار سازمانی در سیستم
  • تعریف شرکت‌ها، شعب، انبارها و واحدها
  • تعریف نمودار حساب‌ها و مراکز هزینه
  • تنظیم فرایندهای خرید، فروش، انبار، مالی، تولید یا خدمات
  • تعریف نقش‌ها و سطوح دسترسی کاربران
  • طراحی گردش کارها و تأییدیه‌ها
  • تعیین قوانین قیمت‌گذاری، تخفیف، اعتبار مشتری و کنترل موجودی
  • تنظیم گزارش‌ها و داشبوردهای مدیریتی
  • مشخص کردن نیازهای توسعه و سفارشی‌سازی

در این مرحله باید بین پیکربندی و سفارشی‌سازی تفاوت قائل شد. پیکربندی یعنی استفاده از امکانات استاندارد ERP برای تطبیق سیستم با نیاز سازمان؛ در حالی که سفارشی‌سازی شامل تغییر یا توسعه نرم‌افزار برای پاسخ به نیازهای خاص است. هرچه سفارشی‌سازی غیرضروری بیشتر باشد، هزینه نگهداری، پیچیدگی سیستم، ریسک ارتقا و وابستگی سازمان به تیم توسعه افزایش پیدا می‌کند.

۵. آماده‌سازی، پاکسازی و انتقال داده‌ها

داده‌ها قلب ERP هستند. اگر داده‌های اولیه اشتباه، ناقص یا تکراری باشند، گزارش‌ها، موجودی‌ها، حساب‌ها و تصمیم‌های مدیریتی نیز اشتباه خواهند بود.

در این مرحله باید داده‌های موجود از سیستم‌های قبلی، اکسل‌ها، نرم‌افزارهای حسابداری، انبار، فروش، CRM یا سایر سامانه‌ها جمع‌آوری، پاکسازی، استانداردسازی و آماده انتقال شوند.

داده‌های مهم برای انتقال معمولاً شامل موارد زیر است:

  • اطلاعات مشتریان
  • اطلاعات تأمین‌کنندگان
  • کالاها و خدمات
  • کدینگ حسابداری
  • مانده حساب‌ها
  • موجودی انبار
  • لیست قیمت‌ها
  • سوابق خرید و فروش
  • قراردادها و سفارش‌های باز
  • اطلاعات کاربران و سطوح دسترسی

در این مرحله باید داده‌های تکراری حذف شوند، کدها استاندارد شوند، واحدهای اندازه‌گیری اصلاح شوند، اطلاعات ناقص تکمیل شود و ساختار داده با مدل ERP هماهنگ شود.

انتقال داده نباید فقط یک عملیات فنی باشد. واحدهای مالی، فروش، انبار، خرید و مدیریت باید صحت داده‌های منتقل‌شده را تأیید کنند. بدون تأیید کاربران کلیدی، Go-Live می‌تواند با خطاهای جدی شروع شود.

۶. تست کامل سیستم، فرایندها و یکپارچگی‌ها

قبل از راه‌اندازی نهایی، سیستم باید در چند سطح تست شود. هدف از تست فقط این نیست که نرم‌افزار باز می‌شود یا خیر؛ بلکه باید بررسی شود که فرایندهای واقعی سازمان از ابتدا تا انتها درست کار می‌کنند.

تست‌های مهم در پروژه ERP شامل موارد زیر است:

  • تست عملکردی ماژول‌ها
  • تست فرایندهای انتها به انتها
  • تست انتقال داده
  • تست دسترسی کاربران
  • تست گزارش‌ها و داشبوردها
  • تست اتصال با سیستم‌های جانبی
  • تست امنیت و کنترل‌ها
  • تست سناریوهای خطا
  • تست حجم عملیات و کارایی سیستم

برای مثال، در یک فرایند فروش باید کل مسیر از ثبت سرنخ یا سفارش، بررسی اعتبار مشتری، صدور پیش‌فاکتور، تأیید فروش، کنترل موجودی، حواله انبار، صدور فاکتور، ثبت سند حسابداری و دریافت وجه تست شود.

اگر فقط هر ماژول به‌صورت جداگانه تست شود، ممکن است خطاهای بین‌فرایندی در زمان اجرای واقعی مشخص شوند. به همین دلیل، تست ERP باید سناریومحور و بر اساس جریان واقعی کسب‌وکار باشد.

۷. آموزش کاربران و مدیریت تغییر

آموزش کارمندان هنگام مهاجرت به ERP  یکی از مهم‌ترین مراحل استقرار است. بسیاری از پروژه‌ها از نظر فنی درست اجرا می‌شوند، اما به دلیل مقاومت کاربران یا آموزش ناکافی، در عمل موفق نمی‌شوند.

کاربران باید بدانند چرا ERP اجرا می‌شود، چه تغییری در کار روزانه آن‌ها ایجاد می‌کند، چه مسئولیتی در سیستم دارند و اشتباه در ورود اطلاعات چه اثری روی کل سازمان می‌گذارد.

آموزش باید برای گروه‌های مختلف متفاوت باشد:

  • مدیران ارشد نیاز به آموزش داشبوردها، گزارش‌ها و تصمیم‌گیری دارند.
  • مدیران واحدها نیاز به آموزش کنترل فرایندها، تأییدیه‌ها و گزارش‌های عملیاتی دارند.
  • کاربران اجرایی نیاز به آموزش مرحله‌به‌مرحله کار با سیستم دارند.
  • کاربران کلیدی باید عمیق‌تر آموزش ببینند تا بتوانند از سایر کاربران پشتیبانی کنند.
  • تیم IT باید با تنظیمات، دسترسی‌ها، خطاها و نگهداری سیستم آشنا شود.

در کنار آموزش، باید مدیریت تغییر نیز جدی گرفته شود. ERP معمولاً شفافیت ایجاد می‌کند و همین شفافیت ممکن است با مقاومت برخی افراد همراه شود. اگر مدیران ارشد از پروژه حمایت نکنند، کاربران کلیدی همراه نشوند یا مزایای سیستم برای کارکنان توضیح داده نشود، پذیرش ERP کاهش می‌یابد.

۸. راه‌اندازی نهایی و Go-Live

پس از تکمیل تست‌ها، آموزش کاربران و تأیید داده‌ها، سیستم وارد مرحله Go-Live می‌شود. Go-Live یعنی شروع اجرای تمام فرآیندها، آموزش کارکنان و فیدبک گیری از ERP به‌صورت رسمی.

قبل از Go-Live باید یک چک‌لیست دقیق آماده شود. این چک‌لیست می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • تأیید نهایی داده‌های پایه
  • تأیید مانده حساب‌ها و موجودی‌ها
  • تأیید سطوح دسترسی
  • آماده بودن تیم پشتیبانی
  • آماده بودن برنامه بازگشت اضطراری
  • توقف یا محدودسازی سیستم‌های قدیمی
  • اطلاع‌رسانی به کاربران
  • تعیین مسئول پاسخگویی در روزهای اول اجرا
  • بررسی گزارش‌های حیاتی پس از شروع کار

انتخاب روش Go-Live به استراتژی پروژه بستگی دارد. در برخی سازمان‌ها اجرای مرحله‌ای مناسب‌تر است و در برخی موارد اجرای یکباره یا هیبرید نتیجه بهتری می‌دهد.

مهم این است که Go-Live پایان پروژه نیست. Go-Live آغاز استفاده واقعی از ERP است و تازه در این مرحله مشخص می‌شود که سیستم در محیط عملیاتی چگونه کار می‌کند.

۹. پشتیبانی، تثبیت و بهبود مستمر

پس از راه‌اندازی، سازمان وارد مرحله پشتیبانی و تثبیت می‌شود. این مرحله گاهی Hypercare نامیده می‌شود؛ یعنی دوره‌ای که تیم پروژه، مشاوران و مدیران  با تمرکز بالا مشکلات روزهای اول اجرا را بررسی و رفع  می‌کنند.

در این مرحله باید موارد زیر انجام شود:

  • رفع خطاهای عملیاتی کاربران
  • اصلاح تنظیمات نادرست
  • بررسی گزارش‌های کلیدی
  • پایش سرعت و عملکرد سیستم
  • دریافت بازخورد کاربران
  • تکمیل آموزش‌های تکمیلی
  • مستندسازی رویه‌های استاندارد
  • بهینه‌سازی فرایندها
  • برنامه‌ریزی برای فازهای بعدی

بعد از تثبیت اولیه، ERP باید به‌صورت دوره‌ای ارزیابی و بهبود داده شود. سازمان‌ها رشد می‌کنند، فرایندها تغییر می‌کنند، قوانین مالیاتی و تجاری عوض می‌شوند و نیازهای مدیریتی جدید ایجاد می‌شود. بنابراین ERP یک پروژه یک‌بار مصرف نیست؛ بلکه یک دارایی بلندمدت سازمانی است که باید مدیریت و توسعه داده شود.

مدل‌های استقرار ERP و انتخاب راهکار مناسب

ERPها از نظر نحوه استقرار و دسترسی، به مدل‌های مختلفی تقسیم می‌شوند. ERP ابری (Cloud) روی زیرساخت ارائه‌دهنده اجرا می‌شود و معمولاً راه‌اندازی سریع‌تر، هزینه اولیه کمتر و نگهداری ساده‌تری دارد. ERP تحت وب (Web-Based) از طریق مرورگر در دسترس است و می‌تواند روی سرور ابری یا زیرساخت داخلی سازمان اجرا شود. در مقابل، ERP محلی (On-Premise) روی سرورهای خود سازمان نصب می‌شود و کنترل بیشتری بر داده‌ها و زیرساخت فراهم می‌کند، اما به سرمایه‌گذاری و توان فنی بیشتری نیاز دارد.

انتخاب مدل مناسب به عواملی مانند امنیت، بودجه، زیرساخت فناوری اطلاعات، نیاز به دسترسی از راه دور و میزان کنترل سازمان بر سیستم بستگی دارد. در برخی سازمان‌ها نیز از مدل‌های ترکیبی استفاده می‌شود.

در سازمان‌های بزرگ و هلدینگ‌ها، ممکن است ERP مرکزی برای مدیریت فرایندهای کلان در کنار راهکارهای سبک‌تر برای شرکت‌های زیرمجموعه یا شعب استفاده شود. این مدل که Two-Tier ERP نام دارد، امکان کنترل و یکپارچگی مرکزی را در کنار انعطاف‌پذیری و سادگی برای واحدهای کوچک‌تر فراهم می‌کند.

این مدل برای سازمان‌هایی مناسب است که نمی‌خواهند پیچیدگی ERP اصلی را به تمام شرکت‌ها یا شعب تعمیم دهند، اما همچنان به هماهنگی داده‌ها و فرایندهای کلیدی نیاز دارند.

چرا استقرار ERP شکست می‌خورد؟

یکی از خطاهای رایج در پروژه‌های ERP این است که سازمان تصور می‌کند با خرید نرم‌افزار، مشکل فرایندها، گزارش‌ها، انبار، فروش، حسابداری یا مدیریت منابع انسانی به‌صورت خودکار حل می‌شود. درحالی‌که ERP ضعف‌های سازمان را پنهان نمی‌کند؛ بلکه آن‌ها را آشکارتر می‌کند.

اگر فرایندهای سازمان نامنظم باشند، داده‌ها ناقص باشند، نقش‌ها و مسئولیت‌ها مشخص نباشد، مدیران از پروژه حمایت نکنند یا کاربران آموزش کافی نبینند، حتی بهترین نرم‌ افزار ERP نمی‌تواند نتیجه مطلوب ایجاد کند.

اگر شما نتوانید نرم‌افزار (ERP) را به درستی پیاده‌سازی کنید، مهم نیست که خود نرم‌افزار چه ویژگی‌ها و عملکردهایی دارد.

  Modern ERP, Marianna Bradford.


بنابراین موفقیت ERP از مرحله انتخاب نرم‌افزار شروع نمی‌شود؛ بلکه از ارزیابی آمادگی سازمان و شناخت دقیق مسئله آغاز می‌شود.

جمع‌بندی؛ ERP موفق با آمادگی، انتخاب درست و مدیریت تغییر ساخته می‌شود

استقرار موفق ERP با نصب نرم‌افزار شروع نمی‌شود و با Go-Live هم تمام نمی‌شود. این مسیر از ارزیابی آمادگی سازمان آغاز می‌شود، با انتخاب دقیق ERP ادامه پیدا می‌کند، از طراحی فرایند و انتقال داده عبور می‌کند و در نهایت با آموزش، راه‌اندازی، پشتیبانی و بهبود مستمر به نتیجه می‌رسد.

اگر سازمان قبل از شروع پروژه، ERP Readiness را جدی بگیرد، در مرحله ERP Evaluation فقط به ظاهر نرم‌افزار توجه نکند، نوع ERP مناسب خود را بشناسد و بین ERP افقی، عمودی، دو لایه یا ترکیبی انتخاب درستی داشته باشد، احتمال موفقیت پروژه به‌مراتب بیشتر می‌شود.

ERP زمانی ارزش واقعی ایجاد می‌کند که فرایندهای سازمان را شفاف‌تر، داده‌ها را قابل اعتمادتر، تصمیم‌گیری را سریع‌تر و کنترل مدیریتی را دقیق‌تر کند. بنابراین موفقیت در پیاده‌سازی ERP، نتیجه ترکیب سه عامل است: نرم‌افزار مناسب، فرایند درست و سازمان آماده.


در ERP
ورود برای گذاشتن نظر